به نام خدا
بعضی وقتها دوست دارم درباره یه موضوعی حرف بزنم اما دودل می مانم چه کار کنم . سعی می کنم موضوع رو چند باری بررسی کنم . ببینم برای نوشتن مناسب هست یا نه ؟ مثل پست امروزکه مدت هاست دارم باهاش کلنجار می روم . می خواستم ببینم عقلم کمکی می کنه .
شاید این موضوع خیلی ساده و شاید کم اهمیت باشه و عقل ناقصم براحتی مشکلم رو حل کنه . اما نمی دانم عقل و فکر و عقیده ، تو زندگی چقدر باید به کارم بیاد . چقدر باید ازش استفاده کنم .
شما الان چه کار می کنید ؟ مشغول درس خواندن هستی ؟ داری کار می کنی ؟ خوب فرقی نمی کنه تو درس خواندن از عقلت کمک می گیری و براساس افکار خودت یا نه براساس افکار دیگران . اگر خواسته باشی کار کنی چه طور ؟ بازهم عقلت کمکت می کنه یا نه فقط مجبوری فکر و عقل دیگران رو بپذیری و بر همان اساس کار کنی .
حالا اگر مجبور شدی به عقاید دیگران عمل کنی و ببینی بر خلاف عقاید خودت هست چه کار می کنی ؟ برخلاف عقاید خودت که هیچ . اگر هیچ عقلی این رو نپذیرفت دیگه چه کار می کنی ؟
این سوال هایی است که هر روزاز خودم می پرسم و دارم به دنبال جوابی برای آن ها می گردم .
اين عبارتي بود كه روي در قفل شده ي اتاق معاون آموزشي ديدم . برايم جالب بود . شايد اولين باري بود كه اين موقع صبح مي آمدم و اتاقهاتقريبا خالي از كارمندان بود . بالاجبار بايد چند دقيقه اي منتظر مي ماندم تا جلسه تمام مي شد . داشتم با خودم در مورد يه كلمه اي كه مدتها پيش شنيده بودم فكر مي كردم . منظورم كلمه "وايگايا" است . شايد شما هم شنيده باشيد ، اين كلمه در زبان ژاپني يعني پچ پچ كردن . حالا وايگايا چه ربطي به آموزش و پرورش ما داشت و چرا به ذهنم خطور كرد . شنيده بودم كه كارمندان شركتهاي ژاپني هر روز نيم ساعت قبل از آغاز فعاليت روزانه و كاري خود دور هم جمع مي شوند و اصطلاحا وايگايا برگزار مي شود . و در اين وايگايا به بررسي مسائل شركت شان مي پردازند و پيرو مسائل آن بحث مي كنند .البته وايگايا كاملا غير رسمي است . اما بعد از گذشت مدتي رييس شركت هوندا اعلام كرده بود كه ايده هاي ناب براي پيشرفت شركتش را از همين وايگاياها بدست آورده است . نمي دانم امروز در وايگايا آموزش و پرورش ما چه گذشت . اما مي دانم كه مشكلات آموزش و پرورش كشور ما بسيار بنيادي و هميشگي بوده است . وشايد امروز يه وايگاياي اضطراري بوده براي يافتن راه حلي براي مشكلات آموزش و پرورش شهرستان ما .
و اما هر جامعه اي براي قدرتمند شدن به سه چيز نياز دارد : قلم ، دينار ، شمشير . و هر جامعه اي زماني مي تواند دينار و شمشير را دراختيار داشته باشد كه قلم را به قدرت رسانده باشد . (خواجه نظام الملك )
فرض كنيد شما سوار بر اتومبيل شخصي تان هستيد و در حال عبور از ايستگاه اتوبوس . ناگهان متوجه مي شويد كه اتوبوس دير كرده و عده اي منتظرايستاده اند . يكي از اين افراد پزشكي است كه چند مدت پيش جان شما را نجات داده و نفر دوم معشوقه شماست و اين فرصت مناسبي است كه با او گفتگو كنيد و نفر سوم پير زني است كه در حال جان دادن است و به همكاري شما نياز دارد . با فرض اينكه شما فقط مي توانيد يك نفر را سوار كنيد . شما كدام فرد را سوار مي كنيد چرا ؟ منتظر پاسخ شما مي مانم .
روستای من روستایست دور افتاده دریکی ازچهارگوشه های استان بوشهرمن نوجوانی 14ساله بیش نیستم ولی زجرهای که من درسنین پایین تر کشیدم حوصله یک انسان 30ساله را برهم میریزد .مدرسه ای داشتیم
که برادران من درآن درس خواندن . آن مدرسه ای بودکه نه در داشت ونه پنجره. تابلوسیاه مایک تکه پارچه سفید بود که بعد ازاستفاده شسته می شود.
بچه های تهرانی بااتوبوس به هرجاکه اولویتشان باشد میروند،اما مابا خرج
معلم وبا پای پیاده به شهرستانی بسیاردورمی رویم.
مگرهمین بوشهرنیست که کل اقتصاد ایران راتامین می کند .اگربوشهر نبود
ایران هم همانند آمریکا ،انگلیس،آلمان... دچارورشكستگي مالی می شد.
بوشهرهم می تواد مانند قطر خود رابه یک کشور مستقل تبدیل کند،وباوجود نفت وگازی راکه دارد ثروتمند شود.
سه سال است که گردوغباراستان بوشهررا فرا گرفته وخیلی مردم وکودکان
به بیماری( آسم ) دچارشدند ولی دولت بجز بی خیالی کاری دیگه ای نکرد
ولی همه شاهد بودنند که 40% این گرد غبار به استان تهران رسید،سازمان هواشناسی سریعا به عراق سفر کرد وهمه تقصیرها راگردن عراق انداخت.
وداد، هوای در کشور به پاشد.
امیدوارم دولت به وضعیت استان ما رسیدگی کند.
نویسنده:محمد حسین سعادت طلب
كم كم صداي پاي تابستان دركوچه پس كوچه هاي محله مان به گوش مي رسد . حال بايد اين نسيم خوش بهاري را رها كنيم و در گرماي آتش سوز غرق شويم . در سه چهارماه تابستان كه ما دانش آموزان از درس و مشق فارغ مي شويم با انجام كارهايي اوقات فراغت خود را سپري مي كنيم . در تابستان بچه ها علاقه زيادي به بازي هاي رايانه اي دارند و تقريبا تمام وقت خود را با بازي هاي رايانه اي مي گذرانند . خود من هم علاقه وافري به بازي هاي رايانه اي دارم .
ادامه مطلب
مي خواستم به گذشته برگردم و نگاهي به اولين روزهايي كه تصميم گرفتم وبلاگ داشته باشم بيندازم . اين كار را با دو هدف مهم آغاز كردم . اول اين كه شايد وبلاگ وسيله اي شود براي آشنايي دانش آموزان با اينترنت . چون اين فن آوري به زودي تمام جوانب زندگي ما را فرا خواهد گرفت . اما هدف دومم اين بود كه دانش آموزان بيشتر و بيشتر بنويسند و بالطبع بخوانند . شايد اين هدف دوم خيلي بزرگ و والا باشد اما دست يافتني بود . قلم به دست گرفتن و شايد تحليل كردن يه موضوع .
ادامه مطلب
اين روزها ، روزهاي پاياني مشق و درس است . شايد آغاز مدرسه با شادي همراه بود و پايانش با كمي اندوه . اما اين روزهاي پاياني درس و كلاس مثل كوره آفتابي داغ و وحشت انگيز است . فرقي نمي كند معلم باشي يا دانش آموز .
هر روز دانش آموزان بر سر مسائل بي اهميتي با هم جنجال به پا مي كنند و كلاس و مدرسه را به تشويش مي كشند . نمي دانم چرا اين گونه هستند اما با خودم فكر مي كنم شايد : اصرار ما براي درس خواندن بيشتر دانش آموزان به واسطه اينكه داريم به امتحانات نوبت آخر نزديك مي شويم از يك طرف و فشار خانواده ها برسر دانش آموزان از طرفي ديگر و گرماي ارديبهشت خستگي و بي رمقي را در دانش آموزان بوجود آورده است . اين شرايط سخت مرا مجبور مي كند كه هر روز تعدادي از دانش آموزان را مورد محاكمه قرار دهم كه فلاني چرا اين كار كردي ؟
شايد هشت ماه در مدرسه درس خواندن حوصله ي هر كسي را به سر مي برد . اما در اين ميان كلاس اولي ها بيشتر از همه خستگي را نشان مي دهند و كاملا بي قرارند . كاش مي شد هرچه زودتر اين ايام را سپري كرد وبه خوبي گذراند . اميدوارم بتوانم طي چند روز آينده بهتر با مشكلات مدرسه كنار بيام و تلاش يك ساله به نتيجه مطلوب بيانجامد .
درجاتي از جيوه در آقيانوس آرام در حال افزايش است . مطالعه جديد نظراتي را در اين باره بيان كرده است . اين افزايش ممكن است به اين معنا باشد كه هيدروكربن هاي جيوه در حال شكل گيري است . و يه عاملي براي تخريب اعصاب انسان ها شكل گرفته است .جمع شدن اين جيوه در ماهي هاي دريايي.
پژوهشگران و دوستداران محيط زيست مي خواهند به جمع شدن اين عنصر در هوا پايان دهند. آن ها در حال جستجو درباره نحوه شكل گيري و تغيير جيوه در آقيانوس هستند .
اخيرا در باره انتقال جيوه به آقيانوس حدس هايي زده شده است .
1-وجود مقدار زيادي از جيوه اتمسفري در هوا كه مستقيما به اقيانوس ها ريخته مي شود .
2- حمل از طريق رودخانه و يا رسوب گذاري اين مواد در ساحل آقيانوس ها
به اين ترتيب اين مواد ، تغيير يافته و عاقبت وارد بدن ماهي ها مي شوند . چون ماهي يكي از منابع غذايي انسان ها به حساب مي آيد به اين ترتيب انسان ها از اين طريق در معرض خطر قرار مي گيرند .
جيوه فلزي مايع و سمي مي باشد .
اما وجود چنين پديده اي را ما بندر نشين ها تجربه كرديم . همه ما به ياد داريم كه طي يكي دو ماه گذشته درياي استان ما به رنگ نارنجي در آمده بود و تا مدتها صيد ماهي امكان پذير نبود . اما اين مشكل ظاهرا رفع شده است و شايد وجود اين نوع رنگ در سواحل خليج فارس هم چيزي شبيه به اتفاقي كه در آقيانوس آرام افتاده است باشد . در اين صورت همچنان اين سوال باقي مي ماند بر سر جيوه ريخته شده به آب هاي خليج فارس چه آمده است ؟
برگرفته از سايت www.nature.com
در این پست تصمیم داریم به معرفی یکی از شاعران بزرگ کشورمان بپردازیم .
منوچهر آتشی
آتشی شاعری بوده که اشعاری را در روستای ما سروده و مدتی در شهرستان ما زندگی کرده بر این اساس لازم دانستم به مختصر معرفی از این شاعر بپردازم تا شاید باعث آشنایی بیشتر دانش آموزان روستایمان با این شاعر بزرگ کشور شود
ادامه مطلب
روز چهارشنبه دو هفته پیش کلاس ما میزبان یکی از خوانندگان وبلاگ بود . جناب آقای دکتر رمضانی ![]()
ادامه مطلب

